پژوهشی
مداخلات روانشناختی در سلامت و بیماریها
محمدحسن آسایش
چکیده
هدف: اختلالات اضطرابی به مداخلاتی مقرونبهصرفه و کوتاه مدت نیاز دارند. هدف پژوهش حاضر، طراحی و روایابی یک پروتکل گروهدرمانی پارادوکسیکال برای اختلالات اضطرابی بود.روش: این مطالعه از رویکرد آمیخته استفاده کرد که در دو مرحله و با طرح متوالی کیفی (گروه کانونی) و کمی (پیمایشی-توصیفی) به منظور طراحی و تعیین روایی محتوایی پروتکل گروهدرمانی ...
بیشتر
هدف: اختلالات اضطرابی به مداخلاتی مقرونبهصرفه و کوتاه مدت نیاز دارند. هدف پژوهش حاضر، طراحی و روایابی یک پروتکل گروهدرمانی پارادوکسیکال برای اختلالات اضطرابی بود.روش: این مطالعه از رویکرد آمیخته استفاده کرد که در دو مرحله و با طرح متوالی کیفی (گروه کانونی) و کمی (پیمایشی-توصیفی) به منظور طراحی و تعیین روایی محتوایی پروتکل گروهدرمانی پارادوکسی اجرا شد. جامعه پژوهش شامل هشت رواندرمانگر متخصص با تجربه در درمان پارادوکسی و گروهدرمانی بود. سپس روایی آن با استفاده از نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) ارزیابی گردید.یافتهها: پروتکل طراحی شده شامل پنج مرحله اصلی بود: (1) مرحله پیشگروهی، (2) مرحله آغازین، (3) مرحله گذار، (4) مرحله کاری یا درمانی و (5) مرحله پایان. فنون اختصاصی درمان پارادوکسیکال شامل تجویز زمان بندی شده نشانه، تشدید یا اغراق در نشانه، وارونگی هدف، ایفای نقش پارادوکسیکال، قصد متناقض گردآوری شد. نتایج نشان داد روایی محتوای پروتکل در سطح مطلوبی تأیید شده است (CVI = 0.91؛ CVR = 0.97). با توجه به اینکه تمامی مقادیر CVR جلسات بالاتر از 0.85 بوده و میانگین کلی CVR (0.97) بیش از مقدار حداقلی پیشنهادی لاوشه (1975) بود، میتوان نتیجه گرفت که متخصصان، پروتکل گروهدرمانی پارادوکسیکال برای اختلالات اضطرابی را مناسب و معتبر ارزیابی کردهاند.نتیجهگیری: این پروتکل اعتبارسنجیشده میتواند بهعنوان ابزاری استاندارد و کاربردی برای رواندرمانگران آشنا با رویکرد پارادوکسیکال مورد استفاده قرار گیرد و چارچوبی ساختاریافته برای درمان گروهی اختلالات اضطرابی فراهم آورد.
پژوهشی
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
زهرا حمزه ای؛ علیرضا آقایوسفی؛ مهدیه رحمانیان
چکیده
Objective: Stress is widely recognized as a critical factor influencing both the onset and progression of cardiovascular diseases. Evidence suggests that the use of adaptive coping strategies can enhance psychological resilience and improve patients’ ability to manage stressful life events effectively. Accordingly, the present study aimed to examine the impact of coping therapy on stress-coping strategies and perceived stress levels among women with cardiovascular disease.Method: This semi-experimental research employed a pre-test–post-test design with a control group and a one-month ...
بیشتر
Objective: Stress is widely recognized as a critical factor influencing both the onset and progression of cardiovascular diseases. Evidence suggests that the use of adaptive coping strategies can enhance psychological resilience and improve patients’ ability to manage stressful life events effectively. Accordingly, the present study aimed to examine the impact of coping therapy on stress-coping strategies and perceived stress levels among women with cardiovascular disease.Method: This semi-experimental research employed a pre-test–post-test design with a control group and a one-month follow-up. The statistical population consisted of 30 women diagnosed with cardiovascular disease and experiencing psychological stress, who were selected through convenience sampling from a cardiology clinic in Qom, Iran. Participants were randomly assigned to an experimental group (n = 15) and a control group (n = 15). The experimental group received the Folkman and Lazarus (1984) coping therapy program over 12 weekly sessions (each lasting two hours), while the control group did not receive any intervention. Data were collected using the Perceived Stress Scale (Cohen et al., 1983) and the Lazarus and Folkman Coping Strategies Questionnaire (1980), administered before, after, and one month following the intervention. Statistical analyses were conducted using SPSS version 24.Results: Findings revealed a significant improvement in adaptive coping strategies and a significant reduction in perceived stress among participants in the coping therapy group compared with the control group (p < 0.001).Conclusion: Coping therapy proved effective in enhancing stress-coping strategies and decreasing perceived stress levels in women with cardiovascular disease. By enabling participants to identify the root causes of stress, reinterpret stressful experiences, and employ effective coping mechanisms, the intervention contributed to improved psychological and potentially physiological well-being. The findings highlight the importance of integrating coping-based psychological interventions into cardiac rehabilitation programs to improve the overall health of cardiovascular patients.
پژوهشی
جنبه های روانشناختی و اجتماعی پیشگیری از بیماریها
مجید محمود علیلو؛ خلیل اسماعیل پور؛ عباس بخشی پور؛ فریبا پورجبار آخونی
چکیده
پژوهش حا ضر به منظور تعیین روابط ساختاری راهبردهای مقابله ای و نشانه های جسمانی شکل با نقش میانجیگری بدتنظیمیهیجانی در میان افراد دارای علام جسمانی شکل شهر تهران انجام شده است . جامعه آماری اولیه عبارت است از تمامی افراد دارایعلائم جسمانی شکل مراجعه کننده به بخش های سایکو سوماتیک بیمارستان های شهر تهران که با توجه به پیجویی های لازم، ...
بیشتر
پژوهش حا ضر به منظور تعیین روابط ساختاری راهبردهای مقابله ای و نشانه های جسمانی شکل با نقش میانجیگری بدتنظیمیهیجانی در میان افراد دارای علام جسمانی شکل شهر تهران انجام شده است . جامعه آماری اولیه عبارت است از تمامی افراد دارایعلائم جسمانی شکل مراجعه کننده به بخش های سایکو سوماتیک بیمارستان های شهر تهران که با توجه به پیجویی های لازم، براساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر ( 1998 ) پژوهشگر توانست همکاری 250 نفر از بیماران (149 نفر از زنان و 101 نفر از مردان)که واجد ملاک ورود و فاقد ملاک خروج بودند را به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه مورد مطالعه جلب کند. برای گردآوریداده ها از مقیاس های راهبردهای مقابله ای لازروس و فولکمن ( 1984)، دشواری هیجانی در تنظیم هیجانی گراتز و رومر (2004 )و علائم جسمانی شکل ریف و هیلر ( 2003 ) ا ستفاده شد . بعد از برر سی تحلیل تأییدی، ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادله ساختاری و تحلیل مسیر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی تدوین شده از برازشو برازندگی مطلوبی برخوردار است همچنین متغیر میانجی بدتنظیمی هیجانی به طور معناداری نشانه های جسمانی شکل راپیش بینی کرد. این متغیر به طور مثبت و معنادار پیشبین نشانه های جسمانی شکل بود . همچنین روش تحلیل میانجی با آزمون مدلمعادله ساختاری و تحلیل مسیر به سوبل انجام گرفت که نتایج تحلیل گویا آن بود که راهبردهای مقابله ای مسئله مدار و هیجانمدار به ترتیب می توانند از طریق کاهش و افزایش بدتنظیمی هیجانی میزان نشانه های جسمانی شکل را کاهش و افزایش دهند. باتوجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که نشانه های جسمانی شکل متأثر از راهبردهای مقابله ای و بدتنظیمی هیجانیاست. بنابراین به نظر می ر سد که لازمه کاهش میزان نشانه های جسمانی شکل افراد دارای علائم جسمانی شکل ، توجه جدی بهمیزان اتخاذ راهبردهای مقابله ای مناسب و مسئله مدار و اصلاح بدتنظیمی هیجانی است.
پژوهشی
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
فریبا تابع بردبار؛ فهیمه کرایی
چکیده
مقدمه:رابطه بین سبکهای فرزندپروری، تعارضهای والدینی، اضطراب کودک و مشکلات رفتاری، از موضوعات اساسی و چندوجهی در حوزه روانشناسی سلامت به شمار میرود. این متغیرها بهصورت متقابل بر رشد عاطفی، شناختی و رفتاری کودک اثرگذارند و تعامل آنها میتواند پیامدهای بلندمدتی بر سلامت روان بهجای گذارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی ...
بیشتر
مقدمه:رابطه بین سبکهای فرزندپروری، تعارضهای والدینی، اضطراب کودک و مشکلات رفتاری، از موضوعات اساسی و چندوجهی در حوزه روانشناسی سلامت به شمار میرود. این متغیرها بهصورت متقابل بر رشد عاطفی، شناختی و رفتاری کودک اثرگذارند و تعامل آنها میتواند پیامدهای بلندمدتی بر سلامت روان بهجای گذارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی اضطراب در رابطه بین تعارضهای والدینی و سبکهای فرزندپروری با اختلالهای رفتاری کودکان بود.روش:پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل ۱۵۰۰ کودک ۵ تا ۶ ساله در مراکز پیشدبستانی شهر بهبهان در سال تحصیلی جاری بود. حجم نمونه بر اساس قاعده کلاین ۲۰۰ نفر تعیین و با روش نمونهگیری خوشهای تکمرحلهای انتخاب شد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل فهرست رفتاری کودک (CBCL)، مقیاس تعارض بینوالدی (IPC)، پرسشنامه سبکهای فرزندپروری (PSQ) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (SCAS) بود. دادهها با استفاده از تحلیل مسیر و نرمافزارهای SPSS22 و AMOS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.یافتهها:نتایج تحلیل نشان داد تعارض والدین تأثیر مستقیم و معناداری بر مشکلات رفتاری برونیسازیشده دارد (β=0.22, p<0.05) و همچنین اثر معناداری بر اضطراب کودکان دارد .(β=0.417, p<0.05) سبکهای فرزندپروری مستبد و سهلگیر رابطه مثبت و معناداری با اضطراب و مشکلات رفتاری درونیسازیشده داشتند .(p<0.05) سبک فرزندپروری مقتدرانه با اضطراب و مشکلات رفتاری کودکان رابطه منفی و معناداری نشان داد .(β=-0.17, p<0.05) اثرات غیرمستقیم تعارض والدین و سبکهای فرزندپروری از طریق اضطراب بر مشکلات رفتاری کودکان نیز معنادار بود (p<0.05).نتیجهگیری:نتایج پژوهش نشان داد مشکلات رفتاری کودکان تحت تأثیر اضطراب، تعارضهای والدینی و سبکهای فرزندپروری قرار دارند. اضطراب بهعنوان یک متغیر میانجی میتواند شدت تأثیر تعارضهای والدینی و سبکهای فرزندپروری نامناسب را افزایش دهد. بنابراین، آموزش مهارتهای ارتباطی و کاهش تعارضهای زناشویی همراه با ترویج سبک فرزندپروری مقتدرانه میتواند به کاهش اضطراب و پیشگیری از مشکلات هیجانی و رفتاری در کودکان منجر شود.
پژوهشی
جنبه های روانشناختی و اجتماعی پیشگیری از بیماریها
زهرا بهرامی؛ پروانه قدسی؛ فریبا حسنی
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی یکی از انوع خشونت و نوعی آسیب اجتماعی است که به سلامت جسمی و روانی قربانی و همه خانواده صدمه میزند و اثرات آن میتواند سالها پس از توقف خشونت نیز ادامه داشته باشد. هدف از این پژوهش مدل ساختاری پریشانی روانی بر اساس بدرفتاری عاطفی دوران کودکی با میانجیگری کارکردهای اجرایی در زنان با تجربه خشونت خانگی بود.روش ...
بیشتر
زمینه و هدف: خشونت خانگی یکی از انوع خشونت و نوعی آسیب اجتماعی است که به سلامت جسمی و روانی قربانی و همه خانواده صدمه میزند و اثرات آن میتواند سالها پس از توقف خشونت نیز ادامه داشته باشد. هدف از این پژوهش مدل ساختاری پریشانی روانی بر اساس بدرفتاری عاطفی دوران کودکی با میانجیگری کارکردهای اجرایی در زنان با تجربه خشونت خانگی بود.روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی از نوع معادلات ساختاری است. جامعه ی آماری شامل 650 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز اورژانس اجتماعی بهزیستی (123) شهر تهران، در سال 1402 که به صورت هدفمند و بر اساس ملاک های تعیین شده انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامههای بدرفتاری عاطفی دوران کودکی،کارکردهای نجاتی، فرم کوتاه مقیاس غربالگری خشونت خانگی و پرسشنامه پریشانی روانشناختی استفاده شده است. داده ها با استفاده روش مدل معادلات ساختاری با بررسی و ارزیابی نتایج آزمون ارزندگی مدل بوسیله نرم افزار آموس (AMOS)مورد تحلیل قرارگرفت. یافتهها: مقادیر اندازههای برازندگی و ارزندگی مدل علی پریشانی روانی بر اساس بدرفتاری عاطفی دوران کودکی با میانجیگری کارکردهای اجرایی در زنان با تجربه خشونت خانگی بزرگتر از 90/0 میباشند، که مقادیری مناسب و مطلوب محسوب میشوند. یافته ها نشان میدهد که اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل در مدل کارکردهای اجرایی در رابطه بین بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و پریشانی روانی در سطح خطای 05/0 معنادار میباشد. نتیجه گیری:یافتهها نشان میدهد که سوءاستفاده عاطفی در دوران کودکی به طور قابل توجهی در پریشانی روانی در زنانی که خشونت خانگی را تجربه کردهاند، نقش دارد و کارکردهای اجرایی واسطه این رابطه هستند. این نتایج بر اهمیت مداخلاتی که کارکردهای اجرایی را هدف قرار میدهند، برای کاهش اثرات روانی پایدار بدرفتاری عاطفی اولیه در این جمعیت تأکید میکند.
پژوهشی
جنبه های روانشناختی در سلامت و بیماریها
فاطمه عزیزی گنجه ای؛ اسحق رحیمیان بوگر
چکیده
هدف: اضطراب مرگ و ترس از ابتلا از جمله عوامل روانشناختی مهمی هستند که در دورههای شیوع بیماریهای واگیردار بر اختلال سازگاری تأثیر میگذارند. در مقابل، حمایت اجتماعی ادراکشده و تابآوری روانشناختی بهعنوان عوامل محافظتی عمل میکنند. این پژوهش به بررسی نقش پیشبینیکننده اضطراب مرگ و ترس از کووید-19 در بروز اختلال سازگاری ...
بیشتر
هدف: اضطراب مرگ و ترس از ابتلا از جمله عوامل روانشناختی مهمی هستند که در دورههای شیوع بیماریهای واگیردار بر اختلال سازگاری تأثیر میگذارند. در مقابل، حمایت اجتماعی ادراکشده و تابآوری روانشناختی بهعنوان عوامل محافظتی عمل میکنند. این پژوهش به بررسی نقش پیشبینیکننده اضطراب مرگ و ترس از کووید-19 در بروز اختلال سازگاری با تمرکز بر نقشهای میانجی حمایت اجتماعی ادراکشده و تابآوری روانشناختی پرداخته است. روش: این مطالعه به روش توصیفیمقطعی انجام شد و ۴۰۰ فرد بزرگسال از شهر تهران بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان به پرسشنامه بینالمللی اختلال سازگاری، مقیاس اضطراب مرگ، مقیاس ترس از کووید-19، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراکشده، و مقیاس تابآوری کانر–دیویدسون پاسخ دادند. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (نرمافزار SPSS نسخه ۲۶) و مدلیابی معادلات ساختاری (نرمافزار AMOS نسخه ۲۶) تحلیل شدند. یافتهها: ترس از کووید-19 با اختلال سازگاری رابطه مثبت و معناداری داشت (18/0=β ، 012/0=P)، حمایت اجتماعی ادراکشده (25/0-=β ، 001/0>P) و تابآوری روانشناختی (24/0-=β ، 001/0>P) با اختلال سازگاری رابطه منفی و معنادار نشان دادند. همچنین، تابآوری روانشناختی بهطور جزئی رابطه بین ترس از کووید-19 و اختلال سازگاری را میانجیگری کرد (07/0=β غیرمستقیم، 016/0=P). اضطراب مرگ پیشبینیکننده معناداری برای اختلال سازگاری نبود (05/0<P). نتیجهگیری: یافتهها بر نقش ترس از کووید-19، تابآوری و حمایت اجتماعی ادراکشده در پیشبینی اختلال سازگاری تأکید دارند. مداخلاتی با هدف تقویت تابآوری و افزایش حمایت اجتماعی میتوانند آثار روانی ناشی از فشارهای همهگیری را کاهش دهند. پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده برای تبیین دقیقتر این مسیرها و توسعه راهبردهای پیشگیرانه و درمانی هدفمند ادامه یابد.